We Get What We Deserve.


اون چیزی که حقمونه سرمون میاد. ممکنه حق یه نفر خاص اون چیزی نباشه که سرش میاد، اما درنهایت هممون با هم اون چیزی که حقمونه سرمون میاد و تر و خشک هم کنار هم میسوزن. بعضی‌ها توی این فرآیند سود میبرن و بعضیا خیلی بیشتر ضرر میکنن اما جامعه خیلی انتخابی رفتار نمیکنه و در نهایت همه مجازات میشن و یا پاداش میگیرن.

این چکیده مکالمه‌م با برادرم بود.

ما ایرانی‌ها واقعا در طول تاریخ یاد گرفتیم که راه‌دررو پیدا کنیم. از قراردادن هزار جور ایهام و مجاز و استعاره توی شعر بگیر تا گشتن دنبال هزار جور فیلترشکن و پیدا کردن راه‌درروهای نوین. سبقت گرفتن توی صف نون و تلاش برای رد شدن از چراغ زرد راهنمایی و رشوه دادن و پارتی‌بازی و ... و .... دیگه رفته توی ژنتیکمون و تغییر دادنش کار سختی شده. وقتی برامون مفیده روی هزار جور حقیقت سرپوش میذاریم و هزار جور دروغ رو به خورد همدیگه میدیم. اگر بدونیم یه نفر بعدا ممکنه برامون به دردبخور باشه از هزار جور اشتباهش صرف‌نظر میکنیم و چشممون رو روی عواقبش میبندیم. از بس که احمقیم!

چه جاهایی که می‌تونستیم جلوی یه تخلف رو بگیریم و نگرفتیم، شاید چون اون لحظه نفعی برامون داشته و یا شاید چون حوصله نداشتیم و یا هرچیز دیگه. درنهایت هم گله و شکایت از اینکه حقمون خورده میشه! واقعیت اینه که ما بخاطر منافع شخصیمون اجازه دادیم که حقمون خورده بشه. اجازه دادیم که بلاهای بدتری سرمون بیاد، برای اینکه اون لحظه شاید صد تومن گیرمون بیاد!

خاک بر سر اون مردمی بکنند که در طول تمام این سال‌ها نفهمیدند که یک فرقی ست بین جانی و عالم. حتی دنبال جانی رفتن! نمازخون شدن! ریش گذاشتن! برای اینکه صد تومن پول بگیرن. با صدتومن یا بی صدتومن من چند سال دیگه زنده نیستم. اما خیلی بده که آدم فاحشه مغزی باشه!

این فرم و این وبسایت رو یحتمل افراد خیلی خیلی کمی میبینن، اما دوست دارم بدونم کجا بوده که نفع شخصی رو انتخاب نکردیم؟